برای تعداد کم و آمادهسازی سریع مناسب است و فایل مستقیماً چاپ میشود.
معرفی کتاب نمایشنامۀ فرانسوی Lavare
کتاب نمایشنامۀ فرانسوی LAvare
مولیر خسیس: کمیسر: راحتم بذار که کارم رو بکنم. شکر خدا، کارم رو خوب بلدم. بار اولم نیست که درگیر کشف معمای سرقتها میشم. دلم میخواد به تعداد آدمهایی که گیرشون انداختم کیسۀ هزار فرانکی داشته باشم. هارپاگون: همۀ قاضیها دلشون میخواد که این پرونده رو بدست بگیرند. اگر پولهام را پیدا نکنند، از دست محکمه و قاضی شکایتی به دستگاه قضا خواهم کرد. کمیسر: باید تمام تعقیبهایی که تقاضا کردهام به انجام برسند. گفتید که همۀ پولها توی این جعبه بوده؟ هارپاگون: ده هزار سکه تمام! کمیسر: ده هزار سکه؟ هارپاگون: ده هزار سکه! کمیسر: رقم قابل توجهای به سرقت رفته! هارپاگون: کیفر داده شده نسبتی با بزرگی این جنایت ندارد. اگر سارق بی مکافات بمونه، اونوقت مقدسترین چیزها هم دیگر در امان نخواهند بود. هارپاگون که دیگر کلاه بر سر ندارد توی باغ فریاد میزند: «بگیرید دزد رو، بگیرید دزد رو، بگیرید قاتل رو، بگیرید جانی رو ! فقط عدل الهی میتونه به دادم برسه. من مال باختهام، من رو به قتل رسوندهاند. گلویم رو بریدهاند. پولهام رو کش رفتهاند! چی به سرم اومده؟ دزده کجاس؟ کجا قایم شده؟ چه کاری برای پیدا کردنش از من برخواهد آمد؟ کجا دنبالش راه بافتم؟ دنبال کی راه نیافتم؟ دزده همین جاست؟ دزده اینجا نیست؟ اصلاً کی هست؟ دستگیرش کنید ( هارپاگون خودش مچ دست خودش را میگیرد) آهای خسیس! پولهام را بهم برگردون! آه، دزد خود منم.» پس اگر شما هم علاقهمند به خرید اینترنتی کتاب نمایشنامۀ L'Avare هستید، میتوانید از همین صفحه نسبتبه ثبتسفارش و تهیۀ آن اقدام کنید.
خلاصۀ کتاب L'Avare
هارپاگون، پیرمردی ثروتمند، تمام خانوادهاش را بخاطر اشتیاق کور و ظالمانهاش برای پول در معرض خطر قرار می دهد. طمع او مانع برنامه های عاشقانه فرزندانش می شود، او را به مشکوک شدن به نزدیکانش سوق می دهد و باعث می شود که خدمتکارانش در صدد فریب برآیند. وقتی متوجه می شود که پسرش تبدیل به رقیب عشقی او برای ازدواج با ماریان زیبا شده است و صندوقی پر از طلا از او دزدیده شده است، عصبانیت اش به اوج می رسید و همین مطلب اطرافیانش را شوکه می کند ... شخصیتهای بزرگ مولیر، ام. ژوردن، مانند آرگان، آلسست، تارتوف یا دیگران، همگی در دل نقاط ضعف خود چیزی انسانی و ملموس دارند که مانع از خندیدن بی محابای تماشاچی به بدیها و یا تمسخر شدنشان میشود. اما هارپاگون یک استثناء است. این یکی نه پدر است و نه دوست، نه خوب است و نه بد، نه شجاع و نه ترسناک، فقط خسیس است. خسیس، خسیس پرولع، پست، رباخوار. بزرگ، والا، خسیس در حد جنون. رفتارش سبب خنده ی سایرین می شود. قرار نیست از بین برود. اما هارپاگون به این چیزها هارپاگون اهمیتی نمی دهد. او حساس نیست. به شما می گویم او چیزی جز خسیس نیست. الیز، دختر هارپاگون، مایل به ازدواج با والیر است، در حالی که برادرش کلئانت می خواهد با ماریان ازدواج کند. اما پدر برای فرزندانش طرح و نقشه های دیگری دارد. دختری جوان نظرش را جلب کرده است . این نمایشنامه که توسط مولیر در سال 1668 خلق شد، یک کمدی رمانتیک خواهد بود. اگر چه در پس طرح اولیه این نمایشنامه ، ماجرا چیزی فراتر از یک کمدی شخصیت بوده است، اما خسیس که صندوق گران بهایش برای لحظه های دزدیده شده، دوباره ظاهر می شود تا اجازه دهد یک نمایش با یک پایان خوش روبرو شود. هارپاگون موجودیست کمیک، سوژه ی تمسخر و انتقام سایرین، انسانی با طبیعتی هیولایی و ظالم. او در واقع شخصیتی است که تقریباً بر تمام صحنهها اشراف دارد. وجودش تأثیرگزاری دراماتیک نمایشنامه را تضمین میکند و به کمدی اجازه میدهد تا چیزی بسیار نزدیک به نمایش های مسخره بازی شود. مولیر از طریق طنز، سوء تفاهم و کنایه، چهرهای هارپاگون را با طنزی بی رحمانه ترسیم می کند.
مشخصات کامل محصول
نظرات کاربران
هنوز نظری برای این محصول ثبت نشده است.
ارسال، بستهبندی و ضمانت خرید
تمام سفارشها با بستهبندی مناسب ارسال میشوند تا محصول در مسیر آسیب نبیند.
در صورت وجود مغایرت در مشخصات محصول، پشتیبانی فروشگاه موضوع را بررسی خواهد کرد.